تبليغاتX
مرغك نامه

مرغك نامه

اینجا خانه ماست همه عشق است و صفا

نصيحت

ارزش سختي هاي روزگار را بايد دانست،

                                 آنها آمده اند تا ما را نيرومند تر سازند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 آبان1389ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط 25ها  | 

شب یلدایی مرکز 25

در روز چهارشنبه 01/10/1389 ساعت 15 الي 17 برنامه جشن يلدا در مركز 25 بادعوت از بازيگر كودك و نوجوان ، احمدرضا اسعدي (پير داد ) و حضور 80 نوجوان مركزبرگزار شد.

از آنجا كه موضوع كاري مركز  آشنايي با هنر هاي نمايشي بود . به دنبال اجرايچشنواره نوتاسين در نيمه اول سال و فراخوان براي اجراي برنامه با (موضوع حماسه سازان ميهن ما ايران) در نيمه دوم سال از آقاي اسعدي كه سالهاست در زمينه كودك و نوجوان از پيش گامان سينماي كودك و نوجوان است و آثار زيادي را درپيرامون كودك و نوجوان به نگارش در آورده دعوت به عمل آورديم ،تا اعضا ي نوتاسينرا با يكي از چهره هاي فعال اين حوزه آشنا كنيم. 

آقاي اسعدي را با 47 سال سابقه تاتر و 26 سال سابقه كار در تلويريون و 22 سال كاردر سينما به عنوان ميهمان ويژه مركز در شب يلدا بودند . البته بزرگترين ويژگي اين هنرمند، سابقه 35 سال  كاركتاب داري اوست كه به آن مي بالد .

 اعضا با شور شوق به  اجراي پرده خواني شاهنامه ، اجراي يك نمايش زنده واجراي فال حافظ و گوش دادن به قصه ي زندگي و تجربه هاي كاري و پرسش وپاسخ با مهمان برنامه پرداختند ، و در نهايت ، اعضاي برگزيده مسابقات داخلي مركزو برندگان جشنواره نوتاسين و بولتن از دست ميهمان برنامه تقدير نامه ها و جوايزخود را دريافت  كردند . و در آخر پس از تقدير از حضور هنرمند در مركز ، از ميهمانان به رسم ايين يلدا پذيرايي شد.

 

 

مهمانان شب يلدا

   

تقدير از اعضا جشنواره نوتاسين

 

تقدير از مهمانان برنامه توسط مسئول مركز

      

عكس يادگاري

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 دی1389ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط 25ها  | 

معرفي شخصيت

راويان طوطيان ناقلان خوش گفتار حكايت ميكنند:

شيخ الشيوخ ماداگاسكار،‌آقا اژدها گير، اژدها كش، كژدم رفتار، بزرگ زاده است، از نجيب زادگاني  ديار اشتهارد هستند چند روزي مي شود آمده و چند تا مار جعفري و قيطاني آورده، آخر مار گير است و گويند قبل  از عرض كردن رسم و نصب شناسنامه اي، كنت مونت عبدالُف نام داشت.

از وقتي تانك سوار مي شود و كلاش به كمر مي بندد و به اردوي ميرود، نامش را تغيير داده و از آن روز كه باباجانش جفت گوش هايش را گرفت و آورد وسط كتابخانه، گفت:« جان مادرتان نگذاريد يك دو ساعتي حوالي كوچه و محله پيدايش شود»، رسماً شد عضو دائم مركز 25.

شيخ الشيوخ تبحري چشم گير در علوم رايانه دارد؛ و تا ولش كنند مي رود پژوهش انجام دهد، البته ناگفته نماند كه لابه لايش كانتر هم بازي مي كند. كتاب هم زياد بعمانت مي برد و كلاً از مبايل و هر وسيله الكترونيكي هم اِبا دارد و سخت دوري مي ورزد. در آخر او شناگر ماهري است و غواصي تدريس مي كند آنجا هم كه نمي شود وسيله الكترونيك به خودش ببندد... .

روي هم رفته دست سبكي دارد، بگذارد بقل گوش كرگدن، مي خوابد روي زمين.

هم دوره ي بروسلي بوده و روايت است خودش مصوب مرگ بروسلي شده است.سبك جيدكاندو را در اصل عبدالف ساخته است.

پدربزرگش روايت مي كند:« پسرك مثل رستم وقتي به دنيا آمد مشت هايش پر از خون بود و از لاي دندانهايش خون مي چكيد.»

خلاصه بيشتر محل از او مثل چي مي ترسند.

                                                                             «عبدالف معصوم بابا»

+ نوشته شده در  جمعه 28 آبان1389ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط 25ها  | 

عیدتون مبارک

‌بازم يه صبح دل انگيز و يه ساعت كاري  پرشور و نشاط تو يكي ديگه از شنبه هاي زيبا ي خدا شروع شد، سلام، سلام، سلام... باعرض سلامي به بلنداي آسمان، با عرض سلامي به  بزرگي دريا،‌با عرض سلامي به عطر دلنشن گل هاي باغ عمو رحيم، با عرض سلام به اندازه تمام سلام هاي دنيا، باز هم سلام، سلام، سلام...

نميدونم كه ميدونين يا كه نميدونين، ولي اين رو ميدونم كه بايد بهتون بگم كه اگه نميدونين، بدونين كه يه عيد پر شور ديگه توي راهه.

آره، پاشين، پاشين ديگه، پاشين برين تقويم رو ورق بزنين و ورق بزنين تا برسين به روز پنجشنبه 4 آذر.

تبريك ميگم، عيد شماهم مبارك باشه، ما هم عيد سعيد غدير خم رو به همه ي ايراني ها، ‌توي هر جاي  دنيا كه هستن تبريك مي گيم.

+ نوشته شده در  جمعه 28 آبان1389ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط 25ها  | 

جايزه

و اما نوبتي هم كه باشه نوبت جايزه گرفتن بچه هاي جشنواره ي نوتاسين از كانونه. چون توي جشنواره تعداد فيلم ها و انميشن ها و نمايش هاي عروسكي زياد بود و اجراي همه ي اون ها يك روز كامل تول كشيد و ديگه وقت اين كه توي همون روز نطايج اعلام بشه نشد، همه منتظر مونده بودن تا جواب مسابقه ها بياد. حالا هم كه جوابها اومده سركار خانم شمس نطايج رو اعلام نمي كنه، و قراره توي اين چند روز آينده يه مراسم بگيره و هم نطايج رو بيان كنه هم جايزهاي بچه ها رو بده.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 آبان1389ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط 25ها  | 

                به   نام   خداوندگار  سپهر     اهوراي بخشنده ي ماه و مهر

                 به  دستار مزدا نمودم فرود      نبودم  اگر  مهر  مزدا  نبود

 يك قطره ، شايد هم بيشتر ....

پيشانيم با نوازش پشت دستم خشك شد،اما هنوزم تنم دم دارد،دويده ام...كجا؟!.....

به جايي كه بتوانم از بي حوصلگي فرار كنم ، گاهي به پشت سر نگاه مي كنم اگر

 دور بود خم مي شوم و، دست هايم را به زانو

مي گذارم ، چشم هايم را مي بندم و با صدايي خش دار ناله مي كنم: اااه ....و اگر

 نزديك كه ....

اينجا مرداد است سرزمين دو، خطه ي گرما ميان مرزهاي تابستان .

اينجا ليوان خنك آب به تشنگيم قرار مي دهد،نوشتن به روحم حوصله....

سلام....

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 آبان1389ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط 25ها  | 

روزه كله گنجشك

سلام سلام دوباره

به گرماي تابستون

امروز مي خوام بخونم

يه شعر واسه مامان جون

 

مامان جون خوب من

چند روزه، روزه داره

داره براي افار

سفره و نون مي آره

 

سر سفره مي شينيم

من و مامان و بابا

يه عالمه ستاره اس

كنار سفره ي ما

 

پنير و نون و سبزي

كنار پارچ آب

ساعت تو دقيقه هاي

آخر هميشه خوابه

 

سبز و سفيد و زرده

پياز و كشك و نعنا

با چشم نشونه رفته

به آش رشته ، بابا

 

بارون بارون ستاره

 

يه آسمون آبي

مي چسبه بعد افطار

يه ديس پر از گلابي

 

منم مي خوام از فردا

بيدار بشم سحر ها

روزه بگيرم اما

كله گنجشكي ها!!!

                                                                                   احسان جاور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط 25ها  | 

هواي حرم

امروز توي دلم غوغايي است.نمي دانم چه شده؟چرا گرفته؟ نفسم سنگين شده تلويزيون نماز مغرب را از صحن حرم امام رضا پخش مي كند .دلم هوايي شده.هواي تسبيح هاي رنگارنگ بازار رضا و عكاسهايي كه عكس شما را كنار ضريح مي چسبانند تا فراموش نكنيدمشهدي شده ايد دلم هواي مردمي كرده را كه وقتي از خيابانهاي منتهي به حرم عبور ميكنند دست به سينه مي ايستند و سلام مي دهند  هر چند بار كه از اين خيابان عبور كنند فرقي نمي كند .آنها هر بار سلام مي دهند چه مسافر باشند و چه مشهدي.

دلم هواي گنبد زيباي طلايي و كفترهايش را كرده.سقاخانه شلوغ كه زائران براي برآورده شدن حاجتي از آن آب مي خورند.پنجره فولاد و بيماراني كه به نيت شفا خودشان را به آن بسته اند و صداي نقاره هنگام اذان كه آدم را آرام مي كند.كفش داريهاي حرم كه هر روز هزاران كفش رنگارنگ اززائران شهر هاي مختلف را در خود جاي مي دهند خادمان زحمت كش حرم كه عاشقانه زائران را هدايت مي كنند و آن چلچراغهاي خيره كننده ي حرم. دلم هواي ضريح طلايي آقا را كرده كه وقتي لمسش مي كنم همه ي غصه هايم مي روند و دلم سبك مي شود.

ايمان اشتري

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط 25ها  | 

فعاليت هاي مركز

مجموعه فعاليت هاي اعضاي نوجوان دختر و پسر مركز در چهار فعاليت متفاوت:

1-اجراي نمايش خلاق و معرفي شخصيت ها و اثار شان در قالب روايت يك داستان

2- تمرين نمايش عروسكي ساخت عروسك ساخت دكور تهيه ي پوستر و بورشور

3-تهيه و ساخت فيلم كوتاه

4-تهيه و ساخت انيميشن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط 25ها  | 

معرفي كتاب

روشهاي بسياري وجود دارد براي معرفي كتاب و شخصيت اما شايد يكي از سخت ترين روشها   شيوه ي ساختن نمايش باشد. نوشتن نمايش نامه با برداشت از كتاب يا زندگي نامه ي شخصيت ساختن دكور و تمرين هاي طولاني مدت مرد ميدان مي خواهد وبچه ها ي كانون را به مبارزه دعوت     مي كند بچه ها ما شجاع هستند و مبارز و قطعا سختي هاي نمايش را با موفقيت پشت سر مي گذارند.

شكيبا ملك زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط 25ها  |